Previous Next

جنگ ایران؛ روسیه “در حال ارسال پهپاد به تهران است”

به گزارش گاردین به نقل از یک مقام ارشد اروپایی، روسیه در حال تکمیل “ارسال چندمرحله‌ای پهپاد، دارو و غذا به ایران” است. پیش‌تر نیز گزارش‌های از کمک مسکو به تهران برای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه منتشر شده بود.روزنامه بریتانیایی گاردین روز جمعه ۲۷ مارس (۷ فروردین ۱۴۰۵) به نقل از یک مقام ارشد اروپایی نوشت، طبق ارزیابی نهادهای اطلاعاتی در اروپا، روسیه در مراحل پایانی آماده‌سازی ارسال پهپاد به ایران است تا تهران بتواند از آن‌ها در جنگ با آمریکا و اسرائیل استفاده کند.

این مقام اروپایی گفته است که مسکو پیش‌تر نیز در زمینه تبادل اطلاعات برای کمک به هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی در منطقه، با تهران همکاری کرده است، اما ارسال قریب‌الوقوع پهپادهای مجهز به مواد انفجاری، نخستین مدرک مداخله مرگبار روسیه در جنگ ایران، از زمان آغاز آن خواهد بود.

منبع گاردین که به شرط ناشناس ماندن سخن گفته است، از ارائه جزئیات درباره میزان پهپادهای ارسالی خودداری کرد، اما در عین حال گزارشی از “فایننشال تایمز” را تأیید کرد که در آن با استناد به “گزارش‌های اطلاعاتی غربی” آمده بود روسیه در حال تکمیل “ارسال چندمرحله‌ای پهپاد، دارو و مواد غذایی” به ایران است.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

این وب‌سایت خبری به نقل از مقام‌های مطلع از این اطلاعات، گزارش داده بود که مقام‌های جمهوری اسلامی و روس چند روز پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴، مذاکرات مخفیانه‌ای را درباره تحویل پهپادها آغاز کرده بودند.

در گزارش “فایننشال تایمز” آمده بود که تحویل پهپادها ممکن است تا اواسط هفته آینده تکمیل شود.

واکنش مسکو

دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، در واکنش به ادعای ارسال پهپاد از روسیه به ایران، گفته است: «در حال حاضر اخبار جعلی زیادی در گردش است. یک چیز درست است؛ ما به گفت‌وگوی خود با رهبری ایران ادامه می‌دهیم.»

روسیه و ایران سال گذشته یک توافق مشارکت راهبردی امضا کردند، و مسکو بیش از ۱۳ تُن دارو از طریق جمهوری آذربایجان به ایران ارسال کرد.

افزایش نقش مسکو می‌تواند جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را گسترش داده و تشدید کند؛ جنگی که از جمله از سوی برخی متحدان واشنگتن، به عنوان “اقدامی غیرقانونی با اهدافی نامشخص و پیامدهایی آشوب‌زا در عرصه ژئوپولیتیک و اقتصادی” مورد انتقاد قرار گرفته است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

حمایت پهپادی مسکو از جمهوری اسلامی می‌تواند دیگر کشورهای منطقه را نیز خشمگین کند. واکنش تهران به این حملات شامل شلیک هزاران پهپاد تهاجمی نسبتاً ارزان در سراسر خلیج فارس بوده است که اهدافی را در چندین کشور، از جمله کویت، قطر، بحرین، عربستان سعودی، عمان، عراق و امارات متحده عربی هدف قرار داده‌اند. تهران می‌گوید منافع آمریکا در منطقه را هدف گرفته است.

روسیه نیز پهپادهای تهاجمی یک‌بارمصرف مشابهی را که بر اساس پهپادهای ایرانی “شاهد” ساخته شده‌اند، تولید کرده و از آن‌ها در جنگ علیه اوکراین استفاده می‌کند.

وزیران خارجه کشورهای اروپایی جمعه گذشته در نشست گروه هفت در فرانسه، در حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، موضوع کمک روسیه به ایران در راستای هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی را مطرح کردند.

درهم‌تنیدگی جنگ‌های ایران و اوکراین

وزیر خارجه آلمان، روسیه را متهم کرد که به ایران در شناسایی اهداف احتمالی حمله کمک می‌کند. یوهان واده‌فول همچنین گفت که ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، می‌خواهد از جنگ ایران همچون عاملی برای منحرف کردن توجه‌ها از تجاوز به اوکراین استفاده کند.

واده‌فول در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: «پوتین امیدوار است که تشدید تنش‌ها در خاورمیانه توجه ما را از جنایات او در اوکراین منحرف کند.»

او افزود: «این محاسبه نباید موفق شود. ما به وضوح می‌بینیم که این دو درگیری تا چه اندازه به هم گره خورده‌اند. روسیه آشکارا در حال حمایت از ایران با ارائه اطلاعات در مورد اهداف بالقوه است.»

ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، نیز گفت که «عمیقا نگران پیوندهای دیرینه بین روسیه و ایران در زمینه قابلیت‌های مشترک»، از جمله در حوزه پهپادی است.

پوتین “احیای” روابط با اروپا را منتفی نمی‌داند

پوتین درها را برای گفت‌وگو با اروپا باز گذاشته، اما مسئولیت تیرگی روابط را متوجه خود نمی‌داند. چه چیزی در پس این آمادگی برای گفت‌وگو نهفته است؟ چرخش سیاسی یا تلاشی برای رسیدن به پول و تأمین مالی ماشین جنگی؟بر اساس اعلام کرملین، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، احتمال نزدیکی دوباره به کشورهای اروپایی و احیای مناسبات با آنها را منتفی نمی‌داند.

طبق این گزارش، پوتین در نشست شورای امنیت روسیه در مسکو، ضمن تأیید بحرانی بودن روابط کنونی روسیه با اروپا گفت: «ما هرگز توسعه این روابط و احیای این مناسبات را رد نکرده‌ایم.»

پوتین، به گزارش کرملین، بار دیگر سقوط ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهور وقت طرفدار مسکو در اوکراین، پس از اعتراضات گسترده سال ۲۰۱۴ را علت این شکاف دانست و از نوعی کودتای مورد حمایت آمریکا و چندین کشور اروپایی سخن گفت.

به گفته رئیس کرملین، با این رویداد “زنجیره‌ای از وقایع تراژیک” آغاز شد که تا امروز در اوکراین ادامه دارد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

پوتین در سال ۲۰۱۴ به اعتراضات و خلأ قدرت در اوکراین، با یک عملیات نظامی پنهانی در شرق این کشور و الحاق شبه‌جزیره کریمه اوکراین به خاک خود واکنش نشان داد.

او سپس در سال ۲۰۲۲ نیز دستور حمله اوکراین را صادر کرد. این جنگ پس از چهار سال از نظر نظامی به بن‌بست رسیده است. با این حال، مسکو همچنان بر اهداف جنگی خود پافشاری می‌کند و تاکنون نیز مشارکت اروپا برای رسیدن به یک راه‌حل صلح را رد کرده است.

شورای امنیت روسیه وظیفه دارد وضعیت روابط با کشورهای اروپایی، به‌ویژه اتحادیه اروپا، را بررسی کند. در این نشست، سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، گزارشی از وضعیت این مناسبات ارائه داد، اما محتوای سخنان او از سوی کرملین منتشر نشده است.

کرملین در جست‌وجوی پول؟

به‌تازگی گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه پوتین از الیگارش‌های روسی خواسته است تا برای کمک به تداوم جنگ علیه اوکراین، با کمک‌های مالی خود به تثبیت بودجه آسیب‌دیده دولت کمک کنند.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

روزنامه بریتانیایی “فایننشال تایمز” و پایگاه اینترنتی روسی “د بل” با استناد به منابع آگاه نوشتند پوتین قصد دارد تا زمانی که روسیه سایر مناطق دونباس در شرق اوکراین را تصرف نکرده، به جنگ ادامه دهد.

اقتصاد روسیه زیر فشار تحریم‌های غرب است. بودجه دولتی از کاهش درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز و همچنین رکود اقتصادی، که درآمدهای مالیاتی سایر بخش‌ها را کاهش داده، آسیب دیده است. به همین دلیل، مسکو مالیات بر ارزش افزوده را افزایش داده است.

دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، این ادعا که پوتین در نشست اتحادیه کارآفرینان و صنعتگران روسیه درخواست پول کرده است را رد کرد. او گفت که این ابتکار عمل از سوی یک تاجر مطرح شده است.

گربه‌ها و پرندگان وحشتزده در روزهای جنگ / تأثیر ویرانگر جنگ بر حیات حیوانات شهری

رکنا، در تحلیل پیامدهای اکولوژیکی جنگ‌های مدرن، تأثیرات زیست‌محیطی و بوم‌شناختی بر جمعیت‌های حیات وحش شهری اغلب در سایه تلفات انسانی قرار می‌گیرد.

حملات هوایی و پهپادی، علاوه بر ایجاد تخریب فیزیکی گسترده در زیستگاه‌های شهری، منجر به ایجاد استرس صوتی و لرزشی شدید می‌شوند که مستقیماً بر فیزیولوژی، رفتار و الگوهای تولید مثلی گونه‌های جانوری مختلف، از پستانداران کوچک و جوندگان گرفته تا پرندگان و حشرات، اثرات مخربی بر جای می‌گذارد. این گزارش به بررسی این اثرات چندوجهی، از جمله تغییر در دینامیک جمعیت، پراکندگی گونه‌ها، و چالش‌های بقا در محیط‌های شهریِ در معرضِ درگیری نظامی می‌پردازد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، جنگ، با تمام خشونت و ویرانگری‌اش، تنها انسان‌ها را هدف قرار نمی‌دهد؛ بلکه سایه شوم آن بر سر موجودات بی‌گناهی چون حیوانات شهری نیز سنگینی می‌کند. در میان غرش بمب‌ها و هیاهوی آوار، صدای ترس و درد حیوانات گم می‌شود، اما اثرات مخرب این پدیده بر زندگی آن‌ها انکارناپذیر است. این گزارش به بررسی عمیق‌تر این تأثیرات، از تلفات مستقیم تا چالش‌های پنهان بقا در محیطی ویران شده، می‌پردازد.

نابودی خانه‌ها و جستجوی ناامیدانه برای بقا

حملات هوایی و پهپادی، خانه‌های حیوانات شهری را در هم می‌کوبند. پارک‌ها، درختان، فضاهای سبز و حتی شکاف‌های کوچک در ساختمان‌ها که پناهگاه امن آن‌ها بود، به تلی از خاکستر و آهن‌قراضه تبدیل می‌شوند.

پرندگان، خانه‌های درختی خود را از دست می‌دهند و در آسمانی که دیگر امن نیست، به دنبال سرپناهی جدید سرگردانند. جوندگان و پستانداران کوچک، لانه‌های زیرزمینی خود را ویران‌شده می‌بینند و مجبور به ترک امن‌ترین مکان‌هایشان می‌شوند. این آوارگی اجباری، آن‌ها را در معرض شکارچیان جدید، ترافیک مرگبار، و گرسنگی قرار می‌دهد.

ترس، استرس، و دنیایی پر از صداهای مرگبار

صدای انفجارها، آژیرها، و پرواز مداوم هواپیماها، دنیای حیوانات را به کابوسی دائمی تبدیل کرده است. این هیاهوی کرکننده، نه تنها شنوایی حساس آن‌ها را آزار می‌دهد، بلکه سیستم عصبی‌شان را تحت فشار شدید قرار می‌دهد. استرس مزمن ناشی از این شرایط، توانایی تولید مثل را کاهش داده، سیستم ایمنی بدنشان را ضعیف می‌کند و آن‌ها را مستعد ابتلا به انواع بیماری‌ها می‌سازد. بسیاری از حیوانات، حتی پس از توقف حملات، برای مدت طولانی از ترس صداهای بلند رنج می‌برند و دچار اختلالات رفتاری مانند اضطراب و پرخاشگری می‌شوند.

گرسنگی و تشنگی در سرزمین ویران

تخریب زیرساخت‌ها و آلودگی منابع آبی، دسترسی حیوانات به غذا و آب سالم را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند. منابع طبیعی غذا از بین رفته و یافتن بقایای غذا در میان آوار، به یک جستجوی پرمخاطره تبدیل می‌شود. حیوانات خانگی، که پیش از این غذای خود را از صاحبانشان دریافت می‌کردند، اکنون با گرسنگی و تشنگی دست و پنجه نرم می‌کنند، به خصوص اگر صاحبانشان نیز در میان قربانیان باشند.

حیوانات خانگی، قربانیان وفادار در بحران

حیوانات خانگی، بخشی جدایی‌ناپذیر از خانواده‌های شهری هستند، اما در شرایط جنگ، بیش از پیش آسیب‌پذیر می‌شوند. ترس از انفجارها، جدا شدن از صاحبان، و از دست دادن خانه، این موجودات وفادار را در معرض بحران‌های روحی و جسمی قرار می‌دهد. بسیاری از آن‌ها در هیاهوی جنگ گم شده و یا در تلاش برای یافتن صاحبان خود، در خیابان‌های خطرناک سرگردان می‌شوند.

مسئولیت ما در قبال رنج خاموش

در میان تمام ویرانی‌های جنگ، نباید رنج حیوانات را نادیده گرفت. آن‌ها نیز بخشی از این اکوسیستم شهری هستند و بقایشان به اندازه بقای ما اهمیت دارد. ایجاد پناهگاه‌های موقت، تأمین غذا و آب اضطراری، و تلاش برای کاهش آلودگی صوتی و نوری، گام‌های کوچکی هستند که می‌توانند تفاوت بزرگی در سرنوشت این موجودات ایجاد کنند. پس از پایان جنگ، بازسازی زیستگاه‌های طبیعی و رسیدگی به سلامت جسمی و روانی حیوانات، بخشی ضروری از فرایند بهبود و بازسازی جامعه خواهد بود. این وظیفه ماست که صدای این رنج خاموش را بشنویم و برای کاهش درد و رنج این همسایگان بی‌دفاعمان اقدام کنیم.

تالاب بوجاق میزبان قوی‌ها و پلیکان‌های مهاجر

 

محیط زیست گیلان از آغاز آشیانه‌سازی و جوجه‌آوری گونه‌هایی همچون حواصیل، یلوه و کشیم در تالاب‌های استان خبرداد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، فرهاد حسینی‌طایفه، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان امروز در جمع اصحاب رسانه از حضور ده‌ها هزار پرنده آبزی و کنارآبزی مهاجر در تالاب‌های این استان خبر داد و اظهار کرد: بر اساس پایش انجام‌شده تا روز پنجشنبه، 6 فروردین‌ماه 1405، این پرندگان در عرصه‌های آبی استان در حال زیست هستند.

وی با اشاره به وضعیت مطلوب تنوع زیستی در تالاب‌های گیلان گفت: گونه‌های متنوعی از پرندگان آبزی، کنارآبزی و خشک‌زی در تالاب‌های بین‌المللی انزلی، بوجاق و امیرکلایه مشاهده می‌شوند.

مدیرکل محیط زیست گیلان با تشریح وضعیت تالاب بوجاق افزود: به دلیل شرایط مناسب آبگیری و تأمین نیاز آبی محیط‌زیستی این تالاب، بخشی از گونه‌های زمستان‌گذران همچون قوی گنگ، پلیکان خاکستری، آنقوت و خروس‌کولی همچنان در منطقه حضور دارند، همچنین شماری از پرندگان مهاجر عبوری نظیر انواع آبچلیک، سلیم و کاکایی برای استراحت و تجدید قوا به تالاب بوجاق وارد شده‌اند.

حسینی‌طایفه درباره تالاب انزلی نیز بیان کرد: شرایط آبگیری تالاب سلکه بسیار مناسب است و جمعیت قابل‌توجهی از پرندگان در این زیست‌بوم مشاهده می‌شود و برآوردها نشان می‌دهد ده‌ها هزار پرنده آبزی و کنارآبزی در تالاب انزلی حضور دارند، این پرندگان که بخشی از آن‌ها شامل جمعیت زمستان‌گذران و مهاجران عبوری هستند، طی هفته‌های پیش‌رو تالاب‌های استان را ترک خواهند کرد.

وی در ادامه از آغاز فصل آشیانه‌سازی و جوجه‌آوری در تالاب‌های گیلان خبر داد و گفت: این روند در گونه‌هایی چون انواع حواصیل، یلوه و کشیم به‌صورت مشهود آغاز شده است.

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان گیلان بر اهمیت حفاظت از زیستگاه‌های تالابی در این مقطع حساس تأکید کرد و افزود: پایش‌های منظم، مدیریت آب و جلوگیری از عوامل تهدیدکننده از مهم‌ترین اولویت‌های اداره‌کل در دوره جوجه‌آوری پرندگان است.

آثار تاریخی اصفهان ۵۰۰ میلیون دلار خسارت دید

یک عضو کمیسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی، از وارد شدن بیش از ۵۰۰ میلیون دلار خسارت به آثار تاریخی شهر اصفهان خبر داد و گفت برخی بناهای تاریخی از جمله عالی‌قاپو و مجموعه‌هایی در محدوده استانداری اصفهان در جریان حملات اخیر آسیب دیده‌اند.

حامد یزدیان، عضو کمیسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با خبرفوری اعلام کرد برآوردهای اولیه نشان می‌دهد بیش از ۵۰۰ میلیون دلار خسارت به آثار تاریخی شهر اصفهان وارد شده است.

وی افزود در استان اصفهان آثار تاریخی متعددی هدف حملات قرار گرفته‌اند و برخی بناهای ارزشمند دچار آسیب شده‌اند. به گفته یزدیان، با هدف قرار گرفتن ساختمان استانداری اصفهان نیز چند تالار تاریخی متعلق به دوره صفویان که در این مجموعه قرار داشتند، آسیب دیده‌اند.

این نماینده مجلس همچنین گفت بنای تاریخی کاخ عالی‌قاپو در میدان امام اصفهان و برخی دیگر از آثار تاریخی در سطح شهر نیز دچار خسارت شده‌اند.

به گفته او، بررسی میزان دقیق خسارات وارده به بناهای تاریخی اصفهان همچنان ادامه دارد.

قالیباف و ذوالقدر، چه کسی با آمریکا حرف می‌زند؟

نام دو “محمدباقر” تکرار می‌شود؛ قالیباف، چهره سیاسی، و ذوالقدر، مرد امنیت. اما در ساختار جمهوری اسلامی، برای مذاکره با آمریکا چگونه تصمیم‌گیری می‌شود و چه کسانی پشت آن قرار دارند؟ گفت‌وگو با شکریا برادوست و کامبیز غفوری.با بالا گرفتن جنگو همزمان با افزایش گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال مذاکره میان تهران و واشنگتن، نشانه‌هایی از تحرکات سیاسی و امنیتی در ایران دیده می‌شود که می‌تواند مسیر هرگونه گفت‌وگو و توافق احتمالی را تعیین کند.

در همین حال، مقام‌های آمریکایی نیز از ابهام درباره طرف مذاکره در تهران سخن گفته‌اند.

به گزارش آکسیوس، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به همتایان خود در گروه ۷ اعلام کرده که هنوز مشخص نیست چه کسی در ایران تصمیم‌گیرنده نهایی است. او همچنین تاکید کرده که ارتباط با مقام‌های ایرانی از طریق میانجی‌ها ادامه دارد، اما به دلیل محدودیت‌های امنیتی، روند تبادل پیام‌ها با دشواری و کندی همراه است.

در همین گزارش آمده است که دو مقام در تهران تمایل به مذاکره دارند، اما برای هرگونه پیشرفت نیازمند تایید رهبر جمهوری اسلامی هستند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

همزمان، یک مقام دولت آمریکا به آکسیوس گفته است: «اگر ایرانی‌ها نتوانند با جی‌دی ونس به توافق برسند، با هیچ کس دیگر نمی‌توانند. او بهترین گزینه‌ای است که می‌توانند به دست آورند.»

در چنین شرایطی، بار دیگر این پرسش مطرح شده که در تهران چه کسی اختیار مذاکره را در دست دارد.

در جمهوری اسلامی، مذاکره با آمریکا هیچ‌گاه صرفا یک موضوع دیپلماتیک نبوده است. این پرونده همیشه در نقطه‌ای میان امنیت، سیاست و بقای نظام تعریف شده است.

به همین دلیل، وقتی نشانه‌ای از احتمال گفت‌وگو مطرح می‌شود، پرسش اصلی این نیست که چه کسی پشت میز می‌نشیند، بلکه این است که چه کسی اجازه می‌دهد مذاکره آغاز شود و چه کسی می‌تواند آن را تا پایان پیش ببرد.

در هفته‌های اخیر، در کنار نام عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان چهره رسمی دیپلماسی، دو نام دیگر بیش از گذشته در تحلیل‌ها تکرار شده‌اند؛ محمدباقر قالیباف و محمدباقر ذوالقدر.

یکی رئیس مجلس است و در صحن علنی سیاست حضور دارد، دیگری دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی است و در لایه‌های عمیق‌تر قدرت عمل می‌کند. همین تفاوت، کلید فهم نقش احتمالی آن‌ها در هرگونه مذاکره است.

در ظاهر، این وزارت امور خارجه است که مذاکره می‌کند. اما در عمل، تصمیم درباره مذاکره در سطحی بالاتر گرفته می‌شود. شورای عالی امنیت ملی، سپاه پاسداران، نهادهای اطلاعاتی و در نهایت دفتر رهبری، همگی در این تصمیم نقش دارند.

در چنین ساختاری، مذاکره یک فرآیند چندلایه است. یک نفر مذاکره را انجام می‌دهد، یک حلقه اجازه آن را صادر می‌کند و مجموعه‌ای از نهادها محدوده آن را تعیین می‌کنند.

شکریا برادوست، پژوهشگر امنیت بین‌الملل، در گفت‌وگو با دویچه وله فارسی این ساختار را چنین توصیف می‌کند: «بعد از پایان جنگ ایران و عراق، سپاه پاسداران به مرور زمان تمام قدرت را در دست گرفت. خود خامنه‌ای با کمک سپاه به قدرت رسید و این نهاد را در قدرت شریک کرد. امروز آنچه می‌بینیم، چهره عریان قدرت در ایران است که در دست سپاه است.»

او معتقد است که بدون در نظر گرفتن نقش سپاه، تحلیل هرگونه مذاکره ناقص خواهد بود. به گفته او، “عامل اصلی تسلیم نشدن سپاه، حمایت و برنامه روسیه است” و این رابطه می‌تواند بر رفتار تهران در هرگونه مذاکره اثر بگذارد.

محمدباقر قالیباف؛ چهره‌ای برای صحنه سیاست

محمدباقر قالیباف از فرماندهان سابق سپاه است که توانست وارد سیاست علنی شود و در آن باقی بماند. او فرمانده نیروی هوایی سپاه بود، سپس فرمانده نیروی انتظامی شد، بعد شهردار تهران و در نهایت رئیس مجلس.

این مسیر، او را به چهره‌ای تبدیل کرده که هم زبان امنیت را می‌فهمد و هم منطق سیاست را. همین ویژگی باعث شده برخی تحلیلگران خارجی او را به عنوان گزینه‌ای بالقوه برای نقش‌های سیاسی بزرگ‌تر در نظر بگیرند.

با این حال، قالیباف با حاشیه‌های جدی نیز روبه‌رو بوده است. از پرونده املاک شهرداری گرفته تا ماجرای سیسمونی‌گیت، این مسائل تصویر عمومی او را تحت تاثیر قرار داده‌اند.

بیشتر بخوانید:وحید اشتری افشاگر پرونده سیسمونی‌گیت قالیباف راهی زندان شد

کامبیز غفوری، روزنامه‌نگار، در این‌باره به دویچه وله فارسی می‌گوید: «افرادی مانند قالیباف فقط یک فرد نیستند؛ آنها بخشی از الیگارشی حاکم بر ایرانند که منافعشان به هسته مرکزی قدرت گره خورده است.»

او تاکید می‌کند که نقش چنین افرادی را باید در چارچوب یک شبکه دید، نه به‌عنوان بازیگران مستقل. به گفته غفوری، “قالیباف یا هرکس دیگری که مامور گفت‌وگو شود، در واقع ویترین بیرونی همان حلقه‌های امنیتی است”.

این نگاه، تفاوت مهمی را نشان می‌دهد. حتی اگر قالیباف در سطحی وارد معادله شود، نقش او لزوما تعیین‌کننده نیست، بلکه نمایشی از تصمیمی است که جای دیگری گرفته شده است.

محمدباقر ذوالقدر؛ مرد پشت صحنه

در مقابل قالیباف، محمدباقر ذوالقدر قرار دارد؛ چهره‌ای که کمتر دیده می‌شود اما در ساختار قدرت ریشه عمیق‌تری دارد.

او از فرماندهان قدیمی سپاه پاسداران است و نقش مهمی در قرارگاه رمضان در دوران جنگ ایران و عراق داشت. این قرارگاه مسئول عملیات برون‌مرزی و ایجاد شبکه‌های نفوذ بود.

پس از جنگ، ذوالقدر سال‌ها در راس ساختار فرماندهی سپاه باقی ماند و سپس وارد وزارت کشور، قوه قضائیه و مجمع تشخیص مصلحت نظام شد. این مسیر نشان می‌دهد که او همواره در مرکز تصمیم‌گیری باقی مانده است.

انتصاب او به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، از نگاه بسیاری از تحلیلگران نشانه‌ای از تقویت نقش نهادهای امنیتی در تصمیم‌گیری‌های کلان است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

کامبیز غفوری در این‌باره می‌گوید: «انتصاب ذوالقدر اصلا دور از انتظار نبود. جمهوری اسلامی یک حکومت بسیار امنیتی است که در شرایط فعلی، واهمه‌ای از تهدید عریان ندارد، چون با خطر موجودیتی روبه‌رو است.»

به گفته او، پیام چنین انتصاب‌هایی به بیرون، به‌ویژه به آمریکا، روشن است: «اینکه ما استراتژی مرد دیوانه را به کار گرفته‌ایم و تا آخر می‌جنگیم، مگر اینکه شما عقب بکشید.»

در تهران چه کسی درباره مذاکره تصمیم می‌گیرد؟

اگر بخواهیم جمع‌بندی کنیم، مذاکره با آمریکا در ایران به یک فرد گره نمی‌خورد، بلکه به یک ساختار گره خورده است.

در این ساختار، مذاکره معمولا توسط یک دیپلمات حرفه‌ای انجام می‌شود، اما آغاز آن به تصمیم یک حلقه قدرت وابسته است که در آن، اعضای شورای عالی امنیت ملی و چهره‌هایی مانند ذوالقدر نقش تعیین‌کننده دارند.

در سطحی دیگر، چهره‌هایی مانند قالیباف می‌توانند در صورت نیاز، نقش سیاسی داخلی ایفا کنند و به شکل‌گیری روایت رسمی از هرگونه توافق کمک کنند.

قالیباف و ذوالقدر دو مسیر متفاوت را طی کرده‌اند. قالیباف از میدان جنگ وارد سیاست علنی شده و به چهره‌ای قابل مشاهده تبدیل شده است. ذوالقدر از همان نقطه وارد شبکه‌های درونی قدرت شده و در همان فضا باقی مانده است.

اما امروز، هر دو در یک نقطه به هم می‌رسند. این نقطه، مرز میان سیاست و امنیت است.

بیشتر بخوانید:محمدباقر قالیباف؛ گزینه احتمالی مذاکره با آمریکا کیست؟

در نهایت، مذاکره با آمریکا در ایران نه یک تصمیم فردی است و نه صرفا یک فرآیند دیپلماتیک. این یک تصمیم چندلایه است که در آن، دیپلماسی، امنیت و سیاست به هم گره خورده‌اند.

در چنین ساختاری، یک نفر مذاکره می‌کند، یک حلقه اجازه می‌دهد و مجموعه‌ای از نهادها خطوط قرمز را تعیین می‌کنند.

در این میان، نام دو محمدباقر در دو سوی این معادله دیده می‌شود. یکی در سطح سیاست و دیگری در عمق امنیت. همین ترکیب، شاید دقیق‌ترین تصویر از نحوه تصمیم‌گیری در تهران باشد؛ جایی که آنچه دیده می‌شود، تنها بخشی از آن چیزی است که واقعا اتفاق می‌افتد.

اسرائيل: یک موشک از یمن به سمت ما شلیک شده است

ارتش اسرائيل می‌گوید، یک موشک که از یمن شلیک شده بود را شناسایی کرده است. به گفته این نیروها، این نخستین بار است که از آغاز جنگ ایران تا کنون موشکی از سوی حوثی‌ها به اسرائيل شلیک می‌شود.جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران روز شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد. بر اساس اعلام دفتر نخست‌وزیری اسرائیل، عملیات نظامی جدید این کشور، “غرش شیران” نام‌گذاری شده است. آمریکا نیز عملیات نظامی خود علیه جمهوری اسلامی را “خشم حماسی” نام‌گذاری کرده است.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در جریان این حملات کشته شد. بنا به اعلام ترامپ و ارتش اسرائیل تا كنون ده‌ها تن از مقام‌های عالیرتبه حکومت ایران نیز کشته شده‌اند.

جمهوری اسلامی در واکنش به حملات مشترک اسرائیل و آمریکا، تا کنون خاک اسرائیل و نیز چند کشور منطقه خلیج فارس از جمله قطر، کویت، عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی و حتی آذربایجان را نیز هدف قرار داده است.

یک هفته پس از اعلام رسمی مرگ خامنه‌ای، مجلس خبرگان رهبری، مجتبی فرزند او را به عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی انتخاب کرد.

آخرین خبرها از تحولات جنگ را از اینجا دنبال کنید: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران

انگیزه ترامپ از تمدید ضرب‌الاجل حمله به نیروگاه‌های ایران چه بود؟

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ضرب‌الاجل حمله به نیروگاه‌های ایران را ابتدا از دو روز به پنج روز و سپس تا ۱۰ روز تمدید کرد. انگیزه این تعویق‌ها چیست و اگر “مذاکرات و یا گفتگو‌ها” شکست بخورد، سناریوی بعدی چه خواهد بود؟دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که حمله به نیروگاه‌ها و تاسیسات انرژی ایران را “بنا بر درخواست جمهوری اسلامی ” تا ششم آوریل به تعویق می‌اندازد.

ترامپ پیش از این تهدید کرده بود، در صورتی که جمهوری اسلامی به بستن تنگه هرمز پایان ندهد نیروگاه‌های ایران را هدف می‌گیرد. او همچنین گفت مذاکرات همچنان در جریان است و بسیار خوب پیش می‌رود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌وله

پرسش اساسی این است که انگیزه واقعی ترامپ برای تمدید ضرب‌الاجل چه می‌تواند باشد و اگر گفت‌وگوهایی که او در نظر دارد به نتیجه نرسد، چه سناریویی در انتظار ایران است؟

رضا علیجانی، تحلیل‌گر و فعال سیاسی، می‌گوید ترامپ تحت فشار عوامل مختلفی قرار دارد؛ از جمله لابی سیاسی کشورهای عربی خلیج فارس، لابی اسرائیل، مخالفان داخل حزب جمهوری‌خواه که خواهان جنگ و کشته‌شدن سربازان آمریکایی نیستند و همچنین انتخابات پیش‌رو. با این حال به‌گفته علیجانی لابی اقتصاد نقش تعیین‌کننده‌تری دارد.

این تحلیل‌گر به این موضوع اشاره می‌کند که ترامپ گفته بود به‌زودی به کمک مردم خواهد آمد و آنها می‌توانند حکومت خود را روی کار بیاورند، اما اکنون به نظر می‌رسد با بسته شدن تنگه هرمز اوضاع پیچیده شده است.

به باور علیجانی، راهکارهای مطرح‌شده بسیار پرریسک است و شامل ورود نیروهای زمینی به اطراف ایران، جزایر و سواحل جنوبی می‌شود که هم تلفات را افزایش می‌دهد و هم هزینه جنگ را بالا می‌برد، آنهم بدون تضمین باز شدن تنگه هرمز. از سوی دیگر، ادامه حملات جمهوری اسلامی می‌تواند مانع تحقق اهداف ترامپ شود.

او تاکید می‌کند آنچه در این میان فراموش شده، مردم و سرزمین ایران است که تحت فشار شدید قرار دارند؛ جنگی که از سوی جمهوری اسلامی و از سوی مهاجمان خارجی بر آنها تحمیل شده و مردم را هم‌زمان با گرانی، سرکوب و بمباران مواجه کرده است.

سناریوی آمریکا بعد از ضرب‌الاجل چگونه خواهد بود؟

در پاسخ به این پرسش که در صورت شکست “گفتگوها” چه سناریویی در پیش خواهد بود، علیجانی می‌گوید منظور ترامپ از مذاکره، بیشتر تبادل پیام‌ها با حاشیه‌سازی‌های رسانه‌ای است.

این تحلیل‌گر خاطرنشان می‌کند از نگاه آمریکا، جمهوری اسلامی در حال فروپاشی و تسلیم است و از نگاه جمهوری اسلامی نیز ترامپ شکست خورده و نتوانسته به اهداف خود از جمله سرنگونی حکومت یا کاهش قیمت نفت دست یابد. در نتیجه، هر دو طرف خود را برنده می‌دانند و فاصله مطالبات‌شان آن‌قدر زیاد است که به‌سادگی پر نخواهد شد. به‌گفته رضا علیجانی در چنین شرایطی جنگ ادامه خواهد یافت.

او ادامه می‌دهد هرچند با مرگ خامنه‌ای ستون اصلی جمهوری اسلامی تضعیف شده، اما بدنه سرکوب همچنان پابرجاست و در شرایط جنگی منسجم عمل می‌کند. از سوی دیگر، فردی قدرتمند که بتواند همه را برای مذاکره متحد کند نیز وجود ندارد.
علیجانی معتقد است ترامپ نیز راه خروجی جز ادامه جنگ ندارد؛ وضعیتی که به یک “بازی باخت-باخت” تبدیل می‌شود و در نتیجه آن هم ایران ویران‌تر می‌شود و هم ترامپ به اهداف خود نمی‌رسد و تنگه هرمز نیز باز نخواهد شد.

در نهایت این تحلیل‌گر می‌گوید کم‌هزینه‌ترین راه خروج، دادن و گرفتن امتیاز است، اما طی کردن این مسیر نیاز به اراده و تصمیمی شجاعانه دارد؛ تصمیمی که در حال حاضر نشانه‌ای از آن در میان حاکمان ایران دیده نمی‌شود.

جنگ بی‌وقفه در عمل، مواضع متغیر در گفتار

هیمن سیدی، تحلیل‌گر سیاسی هم درباره انگیزه ترامپ در تمدید ضرب‌الاجل حمله به نیروگاه‌های ایران می‌گوید، در حالی که در سطح گفتار، مواضع آمریکا و اسرائیل فراز و فرودهای زیادی داشته، در عمل جنگ وارد بیست‌وهشتمین روز خود شده و بدون تغییر محسوس، به‌طور مستمر ادامه یافته است.

به‌اعتقاد سیدی این “نوسانات در اظهارات” بیشتر در جهت “کنترل بازار، پیشبرد جنگ روانی و ایجاد شکاف در میان مقامات جمهوری اسلامی” ارزیابی می‌شود؛ در حالی که عملکرد میدانی آمریکا و اسرائیل مستقل از این مواضع بوده و آنها در تمام این مدت به تداوم جنگ پایبند مانده‌اند.

بیشتر بخوانید: انتقاد ترامپ از مواضع مقام‌‌های آلمان در قبال جنگ ایران

در ارزیابی موضوع “مذاکره و گفتگو” نیز این تحلیل‌گر معتقد است اگر تبادل پیام‌ها را بتوان نوعی مذاکره تلقی کرد، این روند از جمله از طریق پاکستان در جریان است. با این حال، به‌باور او، هدف آمریکا در شرایط کنونی سوق دادن ایران به سمت تسلیم است، اما شروط مطرح‌شده از سوی واشنگتن برای جمهوری اسلامی قابل پذیرش نخواهد بود.

“هدف آمریکا و اسرائیل سرنگونی جمهوری اسلامی است”

در جمع‌بندی درباره چشم‌انداز پایان مهلت ضرب‌الاجل تعیین شده از طرف ترامپ هیمن سیدی تاکید می‌کند که تصمیم‌گیران در تل‌آویو و واشنگتن از ابتدا تمامی سناریوها را در نظر داشته‌اند و هدف اصلی، خنثی‌سازی یا پایان دادن به تهدیدهای جمهوری اسلامی است؛ تهدیدهایی که از نگاه آنها ماهیتی بنیادین دارد و می‌تواند در نهایت به پایان این نظام منجر شود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

او همچنین می‌گوید با اشاره به تجربه جنگ‌های افغانستان و عراق، این ارزیابی مطرح می‌شود که آمریکا و اسرائیل حتی با وجود پیامدهایی مانند افزایش قیمت نفت یا کاهش محبوبیت ترامپ، به مسیر خود ادامه خواهند داد؛ چرا که اهداف تعریف‌شده، ماهیتی استراتژیک و بلندمدت دارد و محدود به یک دوره یا یک رئیس‌جمهور خاص نیست.

هیمن سیدی معتقد است که جنگ کنونی میان ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ادامه خواهد داشت، زیرا این دو کشور طی ۴۷ سال گذشته در تقابل با جمهوری اسلامی بوده‌اند و اکنون در پی حل این چالش طولانی‌مدت هستند.

Stories from Kurdistan – Life in the Shadow of War

Stories from Kurdistan – Life in the Shadow of War

saman.mobasher…


“خشونت فزاینده” در آلمان به‌دلیل حضور مهاجران؟

صدراعظم آلمان در سخنان اخیر خود در بوندستاگ، پارلمان آلمان از ارتباط میان افزایش مهاجرت و جرائم خشونت‌آمیز علیه زنان سخن گفت. برخی از کارشناسان نسبت به دامن زدن به کلیشه‌ها در خصوص مجرم بودن مهاجران هشدار می‌دهند.فردریش مرتس ؛ صدراعظم آلمان روز چهارشنبه ۲۵ مارس (۵ فروردین) در بوندستاگ؛ پارلمان آلمان گفت: «ما با خشونتی انفجاری در جامعه خود روبه‌رو هستیم، هم در فضای واقعی و هم در فضای دیجیتال.» او افزود: «باید این را هم مطرح کنیم که بخش قابل‌توجهی از این خشونت از گروه‌های مهاجر به جمهوری فدرال آلمان می‌آید.»

ارتباطی که رئیس دولت آلمان میان جرایم خشونت‌آمیز و مهاجرت مطرح کرد، موجب برانگیخته شدن خشم در میان اپوزیسیون در بوندستاگ شده است. به‌ویژه به این دلیل که این اظهارنظر بحث‌برانگیز، پاسخی به پرسشی درباره خشونت جنسی علیه زنان بود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

کلارا بونگر، نماینده حزب چپ، روز پنجشنبه در جریان یک مناظره درباره “جرم‌انگاری خشونت جنسی از طریق انتشار تصاویر” گفت: «این خشونت، مهاجرت نکرده است، همیشه وجود داشته است. همه زنان در این کشور این را می‌دانند.»

همچنین انجمن‌ ترکیه‌ای‌های ساکن آلمان نیز به‌شدت از مرتس انتقاد کرده است. مهتاپ چاغلار، رئیس این نهاد، به خبرگزاری آلمان گفت: «آقای مرتس با اظهارات خود نشان داده است که برای او موضوع حفاظت از زنان مطرح نیست، بلکه بهره‌برداری سیاسی مطرح است.»

او گفت: «هر کسی که خشونت را فقط زمانی که بتواند آن را به مهاجران نسبت دهد، مطرح می‌کند، هر زن در آلمان را که به حفاظت در برابر خشونت پدرسالارانه نیاز دارد، فارغ از این که مرتکب جرم، اهل کجا باشد، تنها می‌گذارد.»

افزایش نرخ جرم مظنونان غیرآلمانی

از نظر صرفا آماری، همان‌طور که نگاهی به آمار جرایم پلیس در سال ۲۰۲۴ نشان می‌دهد، اظهارات مرتس تا حدی درست است. بر اساس این آمار، تعداد مظنونان غیرآلمانی در جرائم خشونت‌آمیز، ۷.۵ درصد افزایش یافته، در حالی که این رقم در میان مظنونان آلمانی تقریبا ثابت مانده است.

از انتشار این آمار اکنون یک سال گذشته است. اداره فدرال پلیس جنایی اعلام کرده است که آمار جدید را در اواسط آوریل منتشر خواهد کرد.

صرف‌نظر از روند ۱۲ ماه گذشته، یادآوری این نکته مفید است که هولگر مونش، رئیس اداره فدرال پلیس جنایی، این ارقام مربوط به جرایم خشونت‌آمیز را چگونه تفسیر کرده است: «این موضوع به ملیت مربوط نمی‌شود، بلکه به تجمع عوامل خطر مربوط است.»

او به شرایط زندگی اغلب بسیار نامطلوب پناهجویان اشاره کرد که اغلب مجبورند در اقامتگاه‌های جمعی زندگی کنند و اجازه کار ندارند. مونش عواملی را که از نظر او تعیین‌کننده افزایش جرم در میان خارجی‌ها هستند این‌گونه نام برد: «فشارهای روانی وجود دارد. تجربه‌های خشونت وجود دارد که در میان مهاجران بیشتر رخ داده است، به‌ویژه در دوران کودکی. و نگرش‌های مثبت نسبت به خشونت بیشتر دیده می‌شود.»

طبق آمارها، در مجموع ۲۱۷ هزار مورد جرم خشونت‌آمیز ثبت شده است. این امر شامل طیف بسیار متفاوتی از جرائم است: قتل و تجاوز، اما همچنین موارد شدید سرقت و آسیب بدنی و به‌ویژه حملات با چاقو در آلمان. هر بار که مظنونان تابعیت آلمانی ندارند، به بحث‌های سیاسی دامن می‌زنند. در چنین مواردی، این پرسش مطرح می‌شود که آیا مهاجرت بیشتر به جرم بیشتر منجر می‌شود؟

یک اصطلاح گمراه‌کننده: «جرم خارجی‌ها»

از دیدگاه علمی، مدت‌هاست که مشخص شده است که اصطلاح “جرم خارجی‌ها” گمراه‌کننده است و ممکن است به کلیشه‌ها دامن بزند. سوزان پرتور از آکادمی پلیس نیدرزاکسن سال‌هاست در این زمینه تحقیق می‌کند. او درباره یافته‌های خود در سال ۲۰۲۵ در یک نشست خبری “مدین ‌دینست اینتگراسیون” (Mediendienst Integration) گزارشی ارائه کرده بود.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

نتیجه‌گیری او درباره علل افزایش جرایم خشونت‌آمیز با ارزیابی رئیس اداره فدرال پلیس جنایی همخوانی داشت: «در نهایت، این تابعیت یا ملیت نیست [که بر نرخ ارتکاب جرم اثر می‌گذارد]، بلکه شرایطی است که افراد در آن در آلمان زندگی می‌کنند.»